سيد محمد باقر برقعى

3853

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

شاعر است ، انتشار داد . در ضمن از نويسندگان اروپايى آثارى ترجمه كرده كه كتابهاى : بررسيهاى ادبى ( آندره موروا ) ، و نيه توچكا ( داستايوفسكى ) به نام نغمه‌پرداز نامراد ، از ترجمه‌هاى اوست . وى با هنر موسيقى نيز آشنا است و سه‌تار و ويولون را خوب مىنوازد . اينك چند نمونه از شعر او : غنچهء پژمرده شاخهء بشكسته‌ام كز برگ و بار افتاده‌ام * از نگون‌بختى ، ز چشم نوبهار افتاده‌ام پايمال باغبانم در بهار زندگى * غنچهء پژمرده‌ام كز شاخسار افتاده‌ام بىنصيبى بين كه شد گهوارهء من گور من * دانهء بىحاصلم در شوره‌زار افتاده‌ام در گلستانى كه گلچين غارتِ گل مىكند * من چو اشك شبنم از چشم بهار افتاده‌ام نور خورشيدم كه بر ويرانه‌ها تابيده‌ام * پرتو شمعم كه بر روى مزار افتاده‌ام از سبكبارى نگردد پايمال من كسى * سايهء سروم به روى سبزه‌زار افتاده‌ام مايهء نابودى من شعلهء آه من است * در ميان خرمن خود ، چون شرار افتاده‌ام در فراموشى بسرآمد بهار عمر من * چون گل صحرا ز گلشن بر كنار افتاده‌ام آرزوها من اگر باد نوبهار شوم * همچو موى تو مشكبار شوم دامن افشان روم به هر سويى * كه بدزدم ز هر گلى بويى همه را جا دهم به دامانم * به اميدى كه پرتو افشانم گر بيايى به سير باغ و چمن * سر نهد شاخ گل به دامن من كه گلى را از او جدا سازم * پيش پايت به خاك اندازم خم كنم سبزه‌هاى رعنا را * تا تو آسوده‌تر نهى پا را هر قدم بنگرم وفاى تو را * كه ببوسم نشان پاى تو را * * گر شوم پرتوى جهان‌افروز * گه كشد چادر شب از سر روز مشترى گر شوند مهر و مَهَم * زهره شويد به اشك ، خاك رهم بكشد ماهتاب بر دوشم * يا كشند اختران در آغوشم